حنان جونحنان جون، تا این لحظه: 21 سال و 6 ماه و 7 روز سن داره
وبلاگ ما(روچک)وبلاگ ما(روچک)، تا این لحظه: 12 سال و 4 ماه و 20 روز سن داره

❀♥روچـــــــــک♥❀

روزهای برفی دی ماه 93...

تو اگر باز کنی پنجره ای سوی دلت میتوان گفت که من چلچله باغ توام مثل یک پوپک سرمازده در بارش برف سخت محتاج به گرمای توام   سلااااااااااااااام یه سلام سردبرفی به عششششششق مادر بالاخره اون چیزی رو که انتظارشو میکشیدی اومد شب جمعه که ازخونه ی عمو امیر می اومدیم برف شدیدی اومدوفوری نشست روی زمین و همه جارو سفیدپوش کرد،ماهم فقط توی شهردورزدیم و لذت بردیم اما شما دوست داشتی به برف دست بزنی،به همین خاطر جمعه که ازخونه ی آقاجون می اومدیم بردیمت پارک دانشجو،کمی برف بازی کردی و ازت عکس گرفتم اما انقدسردبودکه به همین مقداربسنده...
20 دی 1393

تولد قمری پسرنازما..

گوش کن هفت آسمان در شور و حالی دیگرند عرشیان و فرشیان نام محمّد می‌برند ولادت حضرت محمد بر شما مبارک خدامهربونی کرده،تورو سپرد دست خودم دستتو گرفتمو ،فهمیدم عاشقت شدم تو نمیومدی پیشم ،من عاشق کی میشدم به خاطراومدنت یه دنیاممنون توأم حنان گلم تولد قمریت مبارک پسرم ما اسم حنان رو برات انتخاب کرده بودیم،با به دنیااومدنت در17 ربیع الاول اسم خودت رو باخودت اوردی ازت میخوام رفتارو کردارت هم محمدی باشه محمدحنان تک تک ستاره های عمرت بلند و والا باقی عمرت ۱۰۰۰ به بالا   ...
19 دی 1393

جشن میلاد حضرت محمد(ص)

  خدا منو آفرید که عاشق تو باشم جز عاشق تو بودن کاری نداشته باشم خدا به من نفس داد تا از تو شعر ببافم تا که ببینی هردم دور تو در طوافم یه حسی داد تا زنده ام، صدات باشه تو گوشم به شوق داشتن تو تن پوش عشق بپوشم خدا چشامو وا کرد تا تو رو خوب ببینم از دشت دلخوشیها برات شادی بچینم خدا دلو به من داد تا به تو مبتلا شم که روز میلاد عشق دست خالی نباشم خدا تو رو به من داد تا تو قلب تو جا شم تو مروارید احساس من صدف تو باشم خدا تو رو آفرید که من تنها نمونم که اسمتو شب و روز بشه ورد زبونم خدا نگاه تو رو گره زد به نجابت تا من عاصی از بند راضی شم به اسارت خدا با مهربونی دلتو آشنا کرد تو قلب سوت و ک...
19 دی 1393

هوای دل انگیز زمستونی...

دلم برايت تنگ ميشود براي كودكي هايت براي خنده هايت براي بوي بچگي هايت براي شيطنت هايت براي محكم بغل كردنت ! براي قهر كردن هايت دلم برايت تنگ ميشود براي دلتنگي هايت براي دوستت دارم گفتن هايت بزرگ نشو !‌ از من دور نشو ... دلم برايت تنگ ميشود... سلام عمرررمممممممن... ازخدامیخوام خوب خوب باشی،والان که داری اینارو میخونی عاشق زندگیت باشی و شکرخدای خوبت رو به جابیاری چندروزی هست که بادگرم شدیدی توی رشت درحال وزیدنه که نزدیکه همه چیز وازجادربیاره و ببره،اما هوای آفتابی ودلچسب زمستونی خوبی هستش که دلم خواست دوتایی بریم پارک،واسه همین چهارشنبه ها که زود تعطیل ...
18 دی 1393

کارنامه ی ژیمناستیک

برایت آرزو دارم که نور نازک قلبت٬ به تاریکی نیامیزد. که چشمانت٬به زیبایی ببیند زندگی ها را. چو باران٬آبی و زیبا بباری٬شادمانه روی گرد غم به دور از دل گرفتن ها. برایت آرزو دارم به تنهایی نیالاید خدا٬ این قلب پاکت را و همواره به دستانت بیاویزد چراغ راه خوشبختی بدانی آنچه را اینک نمیدانی. برایت آرزو دارم سعادت را٬طراوت را٬ بهشت و بهترین بهترین ها را. عزیز روز های من خدا را می دهم سو گند که در قلبم برای تو خدارا آرزو دارم سلام عشششششششششششقم عمررررررررررررررررررررم نفسسسسسسسسسسسسسم بالاخره اومد!!!کارنامه ی سطح بندی ژیمناستیک 1و2 شما اومد حنان عزیزم ازخدامیخوام ت...
17 دی 1393

نمایش عروسکی..

ﺩﯾﮕﺮ ﺑﻪ ﻫَـــــــــــــﻭﺍ ﻫﻢ ﻧــﯿﺎﺯﯼ ﻧﺪﺍﺭﻡ !!! ﺗــــــــــــــــــﻮ ﺧــــــﻮﺩﺗــــــ ﺭﺍ ... ﻣِﺜـــﻞ ِ ﺁﺳِـــﻤـــﺎﻥ ... ﻣِﺜـــﻞ ِ ﻫــــــــﻮﺍ ... ﻣِﺜـــﻞ ﻧـــــﻮﺭ ... ﭘﻬﻦ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ ﺭﻭﯼ ِ ﻫﻤﻪ ﻟــﺤــﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ   سلام گل خوش بوی ممممممن الهی که همیشه دلت شاد باشه و همراه لبای قشنگت بخنده ، ازطرف مدرسه شماروبرده بودن تأتر،یابهتره بگم نمایش عروسکی،انقدر ذوق داشتی با دوستات میرفتی ،همه ی دوستات هم همین حس رو داشتن با خودت گوشی هم بردی وچندتاعکس انداختی ،ناگفته نماندکه همش بهم میزنگیدی و اطلاع رسانی میکردی .الهی که همیشه خوش باشی.قدردوستان خوبت رو بدونی ...
16 دی 1393

تولدیک سالگی علی احسان جون

روز تولد تو روز نگاه باران بر شوره زار تشنه بر این دل بیابان روز تولد تو گویی پر از خیال است یاس و کبوتر و باد در حیرت تو خواب است حنان جونم عزیزدل مادر،شب جمعه یعنی 11دی ،برابربا شب کریسمس 2015 تولد یک سالگی علی احسان بود که ما رفتیم خیلی هم به ما خوش گذشت،ایشالله تولد 120 سالگی گل پسر،امیدوارم به مدارج بالابرسی و بابا امین و مامان سحربرات جشن بگیرن. اینم چندتاعکس یادگاری راستی عزیزدلم،اون شب خیلی خوشحال بودی،چون اون شب بابا رفت تبلتی انتخاب کرده بودی باراهنمایی عمو امیر برات گرفت،ازاینکه دلت شادشد ماهم خوش...
12 دی 1393